تبليغاتX
بت شکن
تاریخ شویی همچنان ادامه دارد.

 

 

 

 

 

 

عزا عزاست امروز روز عزاست امروز

 

مصدق بت شکن صاحب عزاست امروز.

 

گزارش ادوار نیوز از مراسم خاکسپاری شادروان دکتر پرویز ورجاوند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:41  توسط امیر حسین  | 

 

 

 

ديروز راس ساعت ۱۰:۳۰ بامداد، خبر ضايعه ي درگذشت آقاي دكتر پرويز ورجاوند عضو شوراي رهبري و سخنگوي جبهه ي ملي ايران را از طريق پيام كوتاه دوستي متوجه شدم.

مدت مديدي بود كه به واسطه ي فشار درس و امتحانات و پروژه هاي مختلف وقت پيدا نكردم كه اين وبلاگ را بروز كنم و در حال حاضر نيز در شرايطي مشغول به نوشتن هستم كه كمتر از يك ساعت به آغاز امتحان وقت دارم.

خبر مياني :

گزارش وخیم وضعیت پزشکی عباس حکیم زاده دانشجوی بازداشتی پلی تکنیک

 

در طول دوران عضويت در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان ۴ بار به طور مستقيم موفق به زيارت اين بزرگوار از نزديك شدم. دو مرتبه ايشان به دانشگاه تشريف آوردند به مناسبت سخنراني در باب گراميداشت نهضت ملي شدن صنعت نفت و گراميداشت شادروان دكتر مصدق و دو بار ما در خارج از دانشگاه موفق در اردوهاي تشكيلاتي موفق به ديدن كسب فيض از محضرايشان شديم.

نصايح دردمندانه و دغدغه هاي ميهن پرستانه ي ايشان در طي صحبت هايي كه در ديدارهاي با ايشان صورت مي گرفت حاكي از يك آرمان ناسيوناليستي انسان خواهانه و خردمندانه بود كه در اين زمانه ي سياه تنها و تنها در مكتب رهروان مصدق بزرگ يافت مي شود. حساسيتي و تعصبي كه ايشان به عنوان يك ايراني نسبت به حفظ و حراست از ميراث كهن اين مرز و بوم داشتند همواره مايه ي افتخار من باقي خواهد ماند.

با فوت ايشان، ايران يكي از بزرگترين عاشقانش را از دست داد.

از راه دور و در اوج امتحاناتي كه كوچك ترين فرصتي براي حضور در مراسم يادبودش را به من نمي دهد براي آن عزيز هنر دوست و آزاده و وطنخواه از دست رفته، آمرزش و براي خانواده ي داغدار و همرزمان استوارش از درگاه دادار بزرگ صبر خواستارم.

تربت پارس چو جان جسم تو در سينه فشرد

ليك در خاك وطن، آتش عشقت نفسرد 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:16  توسط امیر حسین  | 

 

 

 

 

 

اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم

اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار

نرم نرمك ميرسد اينك بهار 

خوش به حال روزگار

 

  خجسته نوروزباستاني، مهين جشن نياكاني و آغاز سال ۱۳۸۶ خورشيدي را شادباش مي گويم.

به اميد آنكه نوروز سال بعد، نوروز آزادي باشد.

 نوروزي كه در آن هيچ معلم زحمتكشي در اسارت نباشد.

نوروزي كه در آن احمد باطبي ها در زندان نباشند.

نوروزي كه وطن و وطنخواهان دربند نباشند.

 

تخريب ساختمان کانون هاي فرهنگي هنري پلي تکنيک

 

بهاريه اي براي ايران ( نوشته اي از سيد ابراهيم نبوي)

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 22:10  توسط امیر حسین  | 

 

 

 

 

 

دوستي مي گفت زماني كه در دوران رژيم سابق، جشن هاي ۲۵۰۰ ساله برگزار شد ( علي رغم وارد دانستن ايرادات بسياري به آن) نگاه مردم دنيا نسبت به ايران عوض شد. البته عوض شدني كه جهت و سمت و سوي مثبت داشت.

صد البته نمي توان منكر شد كه جريان جاري در جامعه ي ايران آن روز، جريان نمايش داده شده در آن جشن ها نبود و از اين رو بود كه انقلاب ملي- ضد سلطنتي بهمن ۵۷ در نظر بسياري از خارجي ها و بعضاً داخلي هاي از وطن دور افتاده، فر آيندي عجيب و غير قابل تحليل مي نمود.

در هر حال و به دور از تعصب و دخالت دادن باورهاي شخصي در بيان واقعيت ها، بايستي به اين نكته اذعان كرد كه عملكرد حكومت پهلوي در قلمرو سياست خارجه، باعث شده بود كه ايران در نزد ملل جهان، به عنوان يك كشور متمدن با سابقه ي درخشان تاريخي معرفي شود.

خبر مياني:

دكتر ناصر زرافشان از زندان آزاد شد

 

اما امروز كه نگاهي به جهان پيرامون مي اندازيم، مي بينيم كه از آن چهره جز رنگ و خاطره اي باقي نمانده است و ايران امروز، آماج حمله و تهاجم فرصت طلبان و تاريخ ستيزان قرار گرفته است.

از جعل نام خليج پارس گرفته تا اين مورد آخري كه در فيلم سينمايي ۳۰۰، وقاحت و دروغگويي به حد اعلا رسيده است و نياكان متمدن ما را، مشتي وحشي از تمدن دور افتاده معرفي نموده است.

من به شخصه مقصر اصلي رشد اين جريان ايراني ستيز را، عملكرد جمهوري اسلامي ( بالاخص در سال هاي اخير) مي دانم.

علت اين امر نيز براي من مشخص است، در كل دوران حكومت پهلوي و با توجه به جريان داشتن جنگ سرد، حتي يك مورد اهانت به تاريخ و تمدن ايران زمين از سوي متخاصمين ديده نشده است كه بدين شكل گسترده و وقيحانه باشد. نه شوراي همكاري خليجي وجود داشت ( جعل نام خليج ) و نه هيچ كشورعربي و غيرعربي مي توانست بدين راحتي نسبت به خاك ما ادعاي ارضي نمايد و نه هيچ شيادي به اسم هنر، مي توانست يك مشت دورغ به خورد جهانيان عليه ايران بدهد. 

در اين مورد و موارد مشابه حتماً دوباره استكبار و در راس آنها آمريكا و صهيونيسم متهم مي شوند كه قصد تخريب چهره ي ما را دارند.

در پاسخ بنده معتقدم كه اين مشكل، مشكل خود ماست و لاغير. بر فرض دست داشتن صهيونيست ها و استكبار در انجام اين امور بايستي پرسيد اينان از كجا توان و جرات اين را پيدا مي كنند كه اينچنين بر ما هجمه نمايند؟؟  

 پاسخ اين موضوع نيز از ديد من روشن است :  در مملكتي كه فردوسي آن از طرف خودشان مورد لعن است و كورش كبيرش را زير آب مي كنند، فرهيكتگانش را مي زنند و آزادگانش را در بند مي كشند و .... طبيعتاً فضا و شرايط براي تبليغ بيشتر عليه مليت فراهم مي شود و اين همان نقطه اي است كه حكومت را وارد اين جريان مي كند.

 

در هر حال اميدوارم كه اين دروغ پردازي گستاخانه از سوي هم ميهنان چه در داخل ايران و چه در خارج ايران، به طريقي مناسب پاسخ داده شود و نيز دولت فخيمه، دگر بار هشيار و بيدار گردد و در جهت حفظ و حراست از فرهنگ اين مملكت گام هاي بلند تري را بردارد.

 

امضاي نامه ي اعتراضي به كمپاني وارنر بروس و كارگردان فيلم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 22:38  توسط امیر حسین  | 

 

 

 

 

 

نام بزرگ تو

 اين واژه ی مُنزه ،

  نام پيمبرانه
آن " صاد " و " دال ِ" مُحکم  آن

 " قافِ " آهنين
ترکيب خوش طنين ،  تشديدِ دلپذير ِ مُصدّق ،

مصداق صبح ِ صادق ؛ ياد آور طلوع رهائی ،
پيشانی سپيده ی فردا است
. 

 

خبر ۱: 

درگیری دانشجویان امیرکبیر با انتظامات سرکوبگر 

 

خبر ۲ :

فراخوان اعتراضی زنان با یورش پلیس همراه شد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:43  توسط امیر حسین  | 

 

 

فلش  فرزاد نعمتی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان در کنار محمدرضا خاتمی در مراسم 16 آذر امسال

 

6 دانشجوي دانشگاه به كميته انضباطي احضار شدند، مصاحبه ی فرزاد نعمتی با ایسنا و تکذیب دبیر کمیته ی انضباطی

 

سخنرانی اکبر گنجی در دانشگاه تورنتو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:37  توسط امیر حسین  | 

 

 

 

بدرستي كه زندگاني چيزي جز عقيده و تلاش در راه آن نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 21:44  توسط امیر حسین  | 

 

 

 

 

 

"این ضرورت مذهب است که در غیبت حضرت صاحب¬الزمان(عج) حکومت با جمهور مسلمین باشد."
متن فتوای علمای ثلاثه نجف در حمایت از مشروطیت

شیخ میرزا محمد¬حسین نائینی در سال 1277 هجری قمری در نائین اصفهان ولادت یافت.او که فرزند یک روحانی به نام شیخ¬الاسلام عبدالرحیم نائینی بود،علوم مقدماتی را در زادگاه خویش آموخت و سپس برای تکمیل آن به اصفهان آمد.پس از اصفهان راهی عراق گردید و در مجلس درس و بحث مرحوم میرزای شیرازی حضور یافت و به واسطه دانش و بینش والا سخت مورد توجه ایشان قرار گرفت و منشی او گردید.


علامه نائینی علاوه بر این در محضر درس آخوند خراسانی(از علمای ثلاثه نجف و هوادار مشروطه) نیز حاضر شد ویارومحرم اسرار وی گردید.


از علامه ی نائینی کتابی به یادگار مانده است که درحمایت از مشروطه در برابر استبداد نگارش یافته بود و بزرگان دینی زمان،آخوند خراسانی و شیخ عبدالله¬مازندرانی بر آن کتاب حاشیه نوشته¬اند.نام این کتاب تنزیه المله وتنبیه الامه است.
یکی از شاخصه ها و معیارهایی که باعث می شود کتاب مذکور مورد توجه قرار بگیرد تقسیم بندی شخص علامه از گونه های استبداد است.
از دید علامه استبداد به سه گونه وجود دارد : 1-استبداد سیاسی 2-استبداد دینی 3-استبداد جمعی .

از دید علامه نائینی ، علمای اخباری ، حاملان شعبه ی استبداد دینی در نزد شیعیان هستند . علمایی که در تحلیل دینی ، هیچ جایگاهی برای عقل بشری و دانش بشری و دانش و تجربه های انسانی قایل نیستند و تکیه شان برای تفسیر دین ، صرفاً بر اقوال و احادیث رسیده از طرف پیامبر و ائمه معصومین است .


آنچه که در مطالعه ی این کتاب مورد توجه قرار می گیرد آشنایی علامه نائینی با مدوّنات سیاسی زمان خودش است . او نسبت به مسائل سیاسی دوره حکومت مشروطه آگاه بود و نسبت به تعرض غرب به کشورهای اسلامی  از خود حساسیت نشان می داد . از امتیازات گرانبهای او تبحر در انتقاد سیاسی است به نحوی که برخی از مورخین بر این عقیده هستند که از نظر فهم سیاسی ، علامه نائینی تحت اثر " ویکتوریو الفیری" نویسنده نامدار ایتالیایی است  .


علامه ی نائینی در مقدمه کتاب،از ناتوانی و درماندگی امت اسلامی سخن می گوید و در نهایت صراحت"طواغیت امت" را مسئول فروماندگی مسلمانان و انحطاط اخلاقی ایشان معرفی می کند.


نائینی بر این عقیده استوار است که اگر مسلمانان درمانده و بیچاره هستند.این نه گناه اسلام که گناه طواغیت امت است.این دید در اندیشه نائینی واضح است که هر وقت مسلمانان از مقتضیات دین و آئین خود با خبر شده اند،رهایی از بند ستم و ستمگر را خواستار شده و حتی برای خلع طوق بندگی، حاضر به دادن خون گشته اند.در این راه است که علامه¬نائینی به پاسداران استبداد دینی که به زعم او بدترین نوع استبداد است حمله می کند و با اظهار این مهم که مشروطیت حقیقی با دین حقیقی مخالفتی ندارد وارد مبحث حکومت و حاکمیت میشود و حکومت را از لحاظ حاکم،به دو نوع "فردی" و"جمعی" و از نظر مشروعیت به حکومت "حق" و حکومت "اغتصاب" تقسیم میکند.


از دید علامه نائینی نحوهی رسیدن به حکومت به سه گونه است."قهر،وراثت و انتخاب".از مفاد نوشته های او برمی آید که وی در غیاب امام معصوم، حکومت فردی را با حکومت اغتصاب و حکومت جمعی را با حکومت حق در یک ردیف در نظر می گیرد.

خبر میانی :

دیدار دانشجویان ستاره دار با کروبی ( دو دانشجو از صنعتی اصفهان - حامد حسندوست و منصور عزتی- )

نائینی بر این عقیده است که پادشاه و سلطان یا خود را مالک اموال و اشخاص می داند و خود را برتر از دیگران می بیند یا اینکه اساس حکومت او بر پا داشتن مصلحت و تحصیل نفع همگان است.پس بنابراین تصرف سلطان در گونه¬ی اول "تملیکیه"و"دل بخواهانه" ودر گونه ی دوم"مشروطه"و"محدود" بوده وسلطان نسبت به دیگران مالکیتی ندارد و با "آحاد ملت" در همه زمینه ها مساوی است. 

 برطبق همین نگاه سلطان،علامه نائینی گونه دوم حکومت را"مشروطه"،"مقیده"،"شورویه"،"محدوده"،"مسئوله" و "دستوریه" می نامد و ویژگی بارز آن را اندازه ی محدود استیلای سلطان بمقدار ولایت بر امور مذکوره¬ی محدود میداند.

نائینی بر همین اساس است که حکمران را "امانتدار"و"امین اجتماع" می خواهد نه مالک و مخدوم.او شرط لازم "مساوات سیاسی" را آن می¬داند که مردم بتوانند اعمال و افعال و اقوال سلطان ومتصدیان امور را مورد انتقاد و چون و چرا قرار دهند و در مقابل رفتارهای ناهنجار ایشان،بتوانند اعتراض کنند و تنها حکومتی که بر این اساس می تواند ضامن مصونیت فردی و پاسداری از امنیت سیاسی منتقدین و مقرضین را تأمین کند،حکومت مشروطه است.


علامه نائینی مخالف سرسخت این دسته از تفکرات است که قائل بودند:"تحمل جور فرمانروایان،بپاس ایمنی و مصلحت امت اسلام،بهتر از ناامنی و آشوبی است که در برابر ستمگران بر می خیزد."به عقیده او این عقیده خلاف روح اسلام و نص صریح قرآن کریم است و این حاکمان هستند که قرآن را دام تزویر می¬کنند و آنچه که پاس می¬دارند نه اسلام بلکه منافع شخصی ایشان است.


از دید علامه تنها وسیله جلوگیری از تبدیل حکومت مشروطه به حکومت فردی،همان عصمتی است که اصول مذهب شیعه برای ولی¬امرش قائل شده است،ولی در عصر حاضر که دست مسلمانان از دامان ولی کوتاه است،لازم است دستگاهی گمارده شود که با تعیین اصول و قواعدی بنیادین،مانع زورگویی ویکه تازی و خودکامگی حکومت و حاکم گردد،که این نوع حکومت"مشروطه" است و به عقیده نائینی در زمان غیبت امام معصوم حکومت بر حق است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 11:36  توسط امیر حسین  | 

 

 

 

 

زیاد شنیده ایم یا حتی زیاد گفته ایم که روزگارغریبی است نازنین.

سختی و غریبی این روزگار برای من همراه است با سختی درس ها و امتحانات میان ترم و پایان ترم!!!!

در طول یک ماه گذشته ( که یک ماه پر فراز و نشیبی هم بود ) اصلاْ فرصت نکردم که این وبلاگ را به روز کنم.

از حرکت افتخار آمیز برادران و خواهران دانشجو در دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرفته تا انتخابات شوراها خبرگان و میاندوره ای مجلس و مسائل مربوط به دانشجویان ستاره دار و اظهارات وقیحانه ی وزیرعلوم و مرگ تاسف بار ناصر عبداللهی و تحریم ایران از سوی شورای امنیت و مرگ دو دیکتاتور.

به نظر من سیر این حوادث همگی نشان از آغاز شدن سیر جدیدی از تحولات سیاسی است که با اوضاعی که میبینیم، مسلماً اقتدارگرایان برنده ی آن نخواهند بود.

 

اعتراض دانشجویان به حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر نوید زنده بودن حرکت دانشجویی مترقی پس از فشارهای ممتد بر فعالین دانشجویی و دانشگاه ها را می دهد. این واکنش دانشجویی را از جهتی می توان مهر باطلی دانست بر سیاستهای سرکوبی وزارت علوم هرچند که در این میان بار دیگر فرصت طلبان عوام فریب به اصطلاح اصلاح طلب ( دبیر کل مشارکت و برخی از اعضای شورای مرکزی این مجموعه و اصلاح طلبان ) سعی کردند از این حرکت دانشجویان محملی برای خوشخدمتی بیش از پیش در نزد ارباب زر و زور و تزویر بسازند ( ابتدا با محکوم کردن حرکت و سپس در معرض اتهام قرار دادن دانشجویان معترض به خط گیری از احمدی نژاد برای ایجاد محبوبیت برای وی!!!) و صد البته در این میان نیز بازنده ی نهایی آنانی بودند که با انکار حق مسلم دانشجویان در دفاع از خویش و حق اعتراض در فضای بسته و خفقان٬ ماهیت ضد اصلاحی خود را بیش از پیش آشکار ساختند.

 

انتخابات شوراها و خبرگان نیز نشان داد که شکاف و رقابت درون جناحی بیش از پیش شده است ونظریه ی وجود داشتن رقابت در ذات قدرت و در نتیجه عدم یکدست شدن نهایی حاکمیت ها  در این مورد کاملاْ صادق و معتبر است.

دو لیست عمده ی طرفداران قالیباف و طرفداران احمدی نژاد به همراهی لیست اصلاح طلبان در مجموع توانستند توازن نسبی در توزیع صندلی های قدرت را ایجاد کنند هرچند که با توجه به نتایج انتخابات می توان احمدی نژاد و گروه او را بازنده ی اصلی انتخابات ها دانست.

رای نسبتاْ قاطع هاشمی در خبرگان ( هرچند که از اساس تفاوتی بین هاشمی و مصباح ( به نظر من )  از حیث نظری وجود ندارد ) در مقابل مصباح و رای آوردن تنها دو نفر از لیست رایحه ی خوش خدمت در شوراها سیاست احمدی نژاد را بیش از پیش در موضع ضعف قرار داد.

 

مطلب میانی :

 عبرت شرق _ عبرت غرب ( نوشته ای از مسعود بهنود )

و اما تراژدی مهرورزی با دانشجویان در این دولت ظاهراْ پایان پذیر نیست. اظهارات وقیحانه ی وزیر علوم درباره ی دانشجویان ستاره دار و متهم کردن ایشان به داشتن پرونده های تجاوز به عنف!!!؟؟؟ و اعتیاد!!!؟؟؟ و حکم شلاق !!!؟؟؟ را می توان اوج اضمحلال دستگاه آزادی ستیز وامنیتی این سیستم دانست.

هرچند که تمامی این دروغ پردازی ها در انتها به ضرر خود دولت تمام خواهد شد ولی برای داشتن درک درستی از ماهیت اقتدارگرایان توجه و واکنش به این فریبکاری ها لازم به نظر می رسد.

 

و اما فوت ناصر عبدااللهی ،

ظاهراْ در این اوضاع مشوش، داس ملک الموت، ریسمانی خوش تر از ریسمان زندگی هنرمندان را نجسته است!!!! عمران صلاحی، بابک بیات و حالا ناصر عبداللهی خدایشان بیامرزد.

و نیز ثمره ی سیاست های مصدق گونه ی احمدی نژاد!!!!؟؟؟ به بار نشست :

"تحریم ایران از سوی شورای امنیت و مهلت شصت روزه ی این شورا به ایران برای تجدید نظر در سیاست های هسته ای خود و تشدید در تحریم ها در صورت عدم تجدید نظر توسط ایران " میوه ی این سیاست بی نظیر است که با تهدیدهای مجلس مبتنی بر خروج از معاهدات بین المللی در صورت تحریم، این میوه به کام مردم بسی شیرینتر خواهد شد!!!؟؟؟

 اما با اینکه زمانه٬ زمانه ی دردمندی است ولی هر از چند گاه وقایعی رخ می دهد که امید رهایی انسانها از بند غیر را نوید می دهد.

مرگ دو دیکتاتور در این ماه ( صفرمراد نیازاف و صدام تکریتی ) امید بخش تمامی ملت های در بند آسیا و خاور میانه و جهان است به برقراری حاکمیت ملی دموکراتیک.

در اینجا جای دارد که به درک واصل شدن دژخیم ایرانی کش  "صدام تکریتی"  را به تمامی ایرانیان و ایران دوستان و آزادیخواهان جهان بالاخص ارواح بلند مرتبه ی شهدای ۸ سال دفاع مقدس و جانبازان و آزادگان و ایثارگران  و خانواده های محترم ایشان  شادباش بگویم.

امید وارم که به درک واصل شدن آن دژخیم٬ مرهمی باشد بر زخم دل مادران و پدران و همسران و فرزندان  بهترین جوانان این مرز و بوم که جان پر بهای خود را در راه حفظ این سرزمین کهن تقدیم حضرت باری تعالی کردند.

به شخص خودم نیز شادباش ویژه ای می گویم که از این پس آرزوی مرگ هیچ بنی بشری را به دل ندارم.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 14:42  توسط امیر حسین  | 

 

 

نوشتن بسیار سخت است.

چرا که رجالگان حتی برگزاری یادبودی برای دو شهید پیر را نیز بر نمی تابند.

فقط می توان نوشت :

پاینده ایران

 آرمانی که نیم قرن راه و هدف و مکتب ایشان بود.

 

فقط می توان نوشت :

بحرین جزء لا ینفک ایران است

آرمانی که نیم قرن راه و هدف و مکتب ایشان بود.

 

فقط می توان نوشت :

دریغا تهی از تو ایران زمین

حسرتی که امروز بر دل و دیدگان ماست.

 

پاینده ایران

 

برخی می خواهند ازکاه کوه بسازند!!!!! ( بی ارزشی جان و حیثیت دانشجویان در نزد معاون وزیر علوم)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 10:23  توسط امیر حسین  | 

 
سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم